ای عشق ? شکسته ایم? مشکن ما را
دلت رو به کسی بسپار که لیاقت داشته باشه نگاهت رو به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه چشمات رو با نگاه کسی آشنا کن که زندگی رو درک کنه سرت رو رو شونه های کسی بگذار که از صدای تپشای قلبت تو رو بشناسه ارامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویاهات رو با چهره کسی تصویر کن که زیبایی رو احساس کنه چشم به راه کسی باش که تو رو انتظار کشیده باشه
دلم گرفته ار آدمایی که میگن دوستدارم اما معنی شو نمیدونن.......... از آدمایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن........ از اونایی که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی که آفتاب میشه همه چی یادشون میره.....
با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم
من تموم قصه هام قصه توست
با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
اگه غمگینه اون از غصه توست
هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره
ای دل به کمال عشق اراستمت
وز هر چه به غیر عشق پیراستمت
یک عمر اگر سوختم و کاشتمت
امروز چنان شدی که می خواستمت
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
ای عشق ? پناهگاه پنداشتمت?
ای چاه نهفته ! راه پنداشتمت
ای چشم سیاه? آه ای چشم سیاه?
آتش بودی? نگاه پنداشتمت
ای عشق ? غم تو سوخت بسیار مرا?
آویخت مسیح وار بر دار مرا?
چندان که دلت سوخت بیازار مرا !
مگذار مرا ز دست? مگذار مرا !
ای عشق در آتش تو فریاد خوش است
هر کس که در آتش تو افتاد خوش است
بیداد خوش است از تو? وز هستی ما
خاکسترکی سپرده بر باد خوش است !
این گونه به خاک ره میفکن ما را
ما در تو به چشم دوستی میبینیم
![]()

? عاشق باش! اما عاشق کسی که تک تک سلول هاش تقدس عشق رو درک کنند
![]()

![]()
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتمژ
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمی ذاشتم
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمی ذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم
می رسیدی تو من اما آرزو به دل می موندم
هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو
توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتمژ
من تموم قصه هام قصه توست
اون از غصه توست
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه
![]()

جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره
تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم
شب که چشمام و می بندم باز نمی ذاری بخوابم
عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه
دیوونم خدا می دونه کاش خودش من رو ببخشه
توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون
تو همونی که گرونه نمی یاد به دستم آسون
وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی
مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی
سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی
بی خبر من و گذاشتی ولی نه تو بیگناهی
قیمت نگاه نازت خیلیه مث صداقت
مث خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت
توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم
چه شکنجه ی قشنگی می کشی من و تو کم کم
چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه
درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه
دل تو یه وقتا سنگه یه روزم مثل بلوری
شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری
حوصله که داشته باشی دو سه جکله می گی گاهی
اما میلت که نباشه نمی دی حتی نگاهی
چون غروب خیلی قشنگه تو خود غروبی
چی بگم قحطی واژه ست هر چی هست خیلی خوبی
عکس نازت رو گذاشتم گوشه ی سفید دفتر
تا دیگه هیچکی نبینه یکی کمتر باشه بهتره
مث آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
ولی هر رنگی که باشی من و دوست نداری هرگز
یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی
هر چی که دلت می خواد باش هر جا باشی با شکوهی
پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی کتابم
به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم
لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی
معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی
دلم و دادم به دست تو برای یادگاری
قابلی نداره بردار می دونم دوسم نداری
وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه
دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه
تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی
کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |
